آنـقـدر کـه یـکـی از ایـن شـب هـای لـعـنـتـی
آغـوشـش را بـرای مـن و یـک دنـیـا خـسـتـگـی اَم بـگـشـایـد...
هـیـچ نـگـویـد! هـیـچ نـپـرسـد...
فـقـط مـرا در آغـوش بـگـیـرد...

[ سه شنبه 29 اسفند1391 ] [ 1:26 ] [ pouya ]
تو را در لحظات سخت تنهایی از دست داده ام
اما یادت همیشه در وجودم سبز است و خاطراتت همیشه با من است...

عکس های زیبا عاشقانه و رمانتیک
عکس های زیبا عاشقانه و رمانتیک
عکس های زیبا عاشقانه و رمانتیک
عکس های زیبا عاشقانه و رمانتیک
عکس های زیبا عاشقانه و رمانتیک
عکس های زیبا عاشقانه و رمانتیک
عکس های زیبا عاشقانه و رمانتیک
عکس های زیبا عاشقانه و رمانتیک
چه فریبنده ! آغوشم برایت باز شد !چه ابلهانه! با تو خوش بودم !
چه كودكانه ! همه چیزم شدی ! چه زود ! به خاطره یك كلمه مرا ترك كردی !
چه ناجوانمردانه ! نیازمندت شدم ! چه حقیرانه! واژه غریبه خداحافظی به من آمد!
چه بیرحمانه! من سوختم
این واژها گرچه غم دارد تقصیر من نیست دل من درد دارد.....
خدا از آنچه درآینه می بینید نزدیک تر است...

خدا از آنچه درآینه می بینید نزدیک تر است !
خدا از آنچه درآینه می بینید نزدیک تر است...

خدا از آنچه درآینه می بینید نزدیک تر است !

|
||
|
باید بازیگر شوم ،
| ||
ده عدد زیادی بود تو بچگی هامون
تا ده می شمردیم قایم می شدیم
تا ده می شمردیم همدیگرو پیدا می کردیم.
همدیگرو ده تا دوست داشتیم.
یک تومن،ده تا آبنبات
یک توپ،ده تا همبازی
یک بار قهر،ده بار آشتی
یک بغل،ده تا بوسه
قسمت اين بود که من با تو معاصر باشم
تا در اين قصه ی پر حادثه حاضر باشم
حکم پيشانی ام اين بود که تو گم شوی
و من به دنبال تو يک عمر مسافر باشم
تو پری باشی و تا آنسوی دريا بروی
من به سودای تو يک مرغ مهاجر باشم
قسمت اين بود ، چرا از تو شکايت بکنم ؟!
يا در اين قصه به دنبال مقصر باشم ؟
شايد اينگونه خدا خواست مرا زجر دهد تا برازنده ی اسم
خوش شاعر باشم
شايد ابليس تو را شيطنت آموخت که من در پس پرده ی ايمان
به تو کافر باشم
دردم اين است که بايد پس از اين قسمتها سالها
منتظر قسمت آخر باشم








