شبی غمگین شبی بارانی و سرد

مرا در غربت فردا رها کرد

دلم در حسرت دیدار او ماند

مرا چشم انتظار کوچه ها کرد

به من می گفت:تنهایی غریب است

ببین با غربتش با من چه ها کرد

تمام هستیم بود و ندانست

که در قلبم چه آشوبی به پا کرد. 

 






تاريخ : یکشنبه 16 خرداد 1395
ارسال توسط dsmusic

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران